برای محمود شهمرادی محیط بانی که جانش را برای طبیعت ایران داد اما نه تیتر یک رسانهها شد و نه نماد یک مطالبهگری جمعی…

نویسنده: فریده سادات سلامت
آتشی دیگر قلب طبیعت را نشانه گرفت اما این بار نه درختی شعلهور شد نه آهویی از نفس افتاد بلکه قلبِ مردی ایستاد که نفسش را وقف نگهبانی از حیات ایران و گلستانش کرده بود.
محمود شهمرادی، یکی دیگر از نامهاییست که باید با بغض بر زبان آورد؛
محیط بانی که در پارک ملی گلستان، زیر آسمان سرخ رنگ غروب در راه حفاظت از حیات وحش ایران با گلولهی شکارچیان غیرمجاز جان سبز خویش را از دست داد.
و حالا، بیصدا و مظلومانه، در گوشهای از وطن به خاک سپرده میشود.
امروز همراه با او تکهای دیگر از اعتماد به نظامهای حفاظتی نیز دفن خواهد شد!
چگونه است که حافظان طبیعت همیشه بیسلاح و بیپناه، در برابر شکارچیان مسلح ایستادهاند؟
چگونه است که در هر شهادت فقط تسلیت گفته و عبور میکنیم؟
نه دادگاهی پاسخ میخواهد،
نه سیاستی بازنگری میشود،
نه طرحی برای حفاظت از حافظان طرح میگردد…
در کشوری که هر گوشهاش زخمی از خشکسالی، آتشسوزی یا تخریب به چشم میخورد، محیطبانان آخرین سنگربانان وفادار و عاشق طبیعتاند که بیدفاع، بیحقوق کافی و بیمهء واقعی شجاعانه در برابر شکارچیان، سودجویان، و متجاوزان به منابع طبیعی ایستادهاند.
شاید فراموش کردهایم که برای حفاظت از طبیعت، نخست باید حافظانش را حفظ کرد نه در کلمات بلکه در قوانین و نه با عکس یادگاری در مراسم های تدفین، که با اصلاح ساختارها ، نه با اشک، که با اقدام.
امروز همه مسئولیم همهی ما مردم، رسانهها، دانشگاهیان و سیاستگذاران در برابر هر محیطبانی که تنها رفت و بیصدا ماند، مسئولیم. بیایید، برای یکبار هم که شده، این شهادت را به تیترهای یکروزه نسپاریم.
صدای شهمرادی و شهمرادیها باید مطالبه شود: مطالبهی امنیت، حمایت، و شأن انسانی برای کسانی که بیچشم داشت، سنگرِ طبیعت ایران شدهاند.
محمود شهمرادی شهید شد اما نگذاریم او و امثال او بیصدا بمیرند …
۱۷ اَمرداد ۱۴۰۴_ فریده سلامت دانشجوی دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد


فارسی