مرگی در سایه‌ی سکوت

برای محمود شهمرادی محیط‌ بانی که جانش را برای طبیعت ایران داد‌ اما نه تیتر یک رسانه‌ها شد و نه نماد یک مطالبه‌گری جمعی…

نویسنده: فریده سادات سلامت

آتشی دیگر قلب طبیعت را نشانه گرفت اما این بار نه درختی شعله‌ور شد نه آهویی از نفس افتاد‌ بلکه قلبِ مردی ایستاد که نفسش را وقف نگهبانی از حیات ایران و گلستانش کرده بود.

محمود شهمرادی، یکی دیگر از نام‌هایی‌ست که باید با بغض بر زبان آورد؛

محیط‌ بانی که در پارک ملی گلستان، زیر آسمان سرخ‌ رنگ غروب در راه حفاظت از حیات وحش ایران با گلوله‌ی شکارچیان غیرمجاز جان سبز خویش را از دست داد.

و حالا، بی‌صدا و مظلومانه، در گوشه‌ای از وطن به خاک سپرده می‌شود.

امروز همراه با او تکه‌ای دیگر از اعتماد به نظام‌های حفاظتی نیز دفن خواهد شد!

چگونه است که حافظان طبیعت همیشه بی‌سلاح و بی‌پناه، در برابر شکارچیان مسلح ایستاده‌اند؟

چگونه است که در هر شهادت فقط تسلیت گفته و عبور می‌کنیم؟

نه دادگاهی پاسخ می‌خواهد،

نه سیاستی بازنگری می‌شود،

نه طرحی برای حفاظت از حافظان طرح می‌گردد…

در کشوری که هر گوشه‌اش زخمی از خشکسالی، آتش‌سوزی یا تخریب به چشم می‌خورد، محیط‌بانان آخرین سنگربانان وفادار و عاشق طبیعت‌اند که بی‌دفاع، بی‌حقوق کافی و بیمهء واقعی شجاعانه در برابر شکارچیان، سودجویان، و متجاوزان به منابع طبیعی ایستاده‌اند.

شاید فراموش کرده‌ایم که برای حفاظت از طبیعت، نخست باید حافظانش را حفظ کرد نه در کلمات بلکه در قوانین و نه با عکس‌ یادگاری در مراسم های تدفین، که با اصلاح ساختارها ، نه با اشک، که با اقدام.

امروز همه مسئولیم همه‌ی ما مردم، رسانه‌ها، دانشگاهیان و سیاست‌گذاران در برابر هر محیط‌بانی که تنها رفت و بی‌صدا ماند، مسئولیم. بیایید، برای یک‌بار هم که شده، این شهادت را به تیترهای یک‌روزه نسپاریم.

صدای شهمرادی و شهمرادی‌ها باید مطالبه شود: مطالبه‌ی امنیت، حمایت، و شأن انسانی برای کسانی که بی‌چشم‌ داشت، سنگرِ طبیعت ایران شده‌اند.

محمود شهمرادی شهید شد اما نگذاریم او و امثال او بی‌صدا بمیرند …

۱۷ اَمرداد ۱۴۰۴_ فریده سلامت دانشجوی دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد

جراحتی شور !

مرثیه‌ای برای دریاچه ارومیه که روزی پناه پرندگان مهاجر و نگهبان تنوع زیستی در شمال‌غرب ایران بود …

🖋️
فریده سادات سلامت ۱۶ اَمرداد ۱۴۰۴

  نفس‌های آخرِ دریاچه ، صدایی ندارد ! نه موجی مانده ، نه فریادی ؛ فقط ترک‌هایی‌ست که هر روز بر پیکر رنجور مادری چهل‌هزارساله عمیق‌تر می‌شوند ، مادری که روزگاری نه‌چندان دور مأمن پرندگان مهاجر و چشم امید حیات پیرامونش بود . امروز اما ، خمیده و خسته ، مظلومانه در آستانهٔ مرگ ایستاده است . شمالش خشکیده ، جنوبش تب‌دار ، و آن‌چه باقی‌مانده ، تنها لایه‌ای نازک از آب و نمک است که عطش روزهای گرمِ باقی‌مانده ، آن را نیز خواهد بلعید .

سال‌ها وعده … سال‌ها پروژه … سال‌ها عکس یادگاری کنار تنِ خستهٔ دریاچه چه شد ؟ آیا حقیقت جز این است که در عمل نه آب آمد ، نه فلامینگو ؟! تنها نمک ماند و ریه‌هایی که کم‌کم تابِ نفس کشیدن نخواهند داشت . تلاش برای احیای دریاچه گرچه در ظاهر امیدوارکننده بود ، اما در عمل ، چیزی جز سراب برای مردم به ارمغان نیاورد . وعده‌های انتقال آب ، طرح‌های نجات ، جلسات مکرر و اعتبارات میلیاردی … هیچ‌کدام نتوانستند در برابر واقعیتِ نابودی تدریجی مقاومت کنند . دریاچه‌ای که روزی گستره‌ای از شورِ زندگی بود ، اکنون به شوره‌زاری مرگ‌آلود بدل شده است .

مرگ این دریاچه ما را می‌لرزاند ؛ چرا که فقط مرگِ آب نیست ، مرگِ اعتماد است ! مرگِ خاک ، معیشت و سلامتی‌ست . خشک شدن ارومیه ، تنها یک پس‌رفتِ اکولوژیک نیست ؛ بلکه تکه‌تکه شدنِ پیوند مردم با زمین است ؛ روستاها خالی می‌شوند ، کشاورزان زمین را رها می‌کنند ، طوفان‌های نمکی نفس‌ها را می‌سوزانند . و جوانانی که می‌مانند ، به تماشای ویرانیِ آرامِ سرزمین‌شان محکوم‌اند ! در روزهایی نه‌چندان دور ، صدای بالِ فلامینگوها از این پهنه شنیده می‌شد . قایق‌ها روی آب می‌لغزیدند . باد ، آب و خاک — در تعادلی شکننده ، اما زنده — زندگی را به گردش درمی‌آوردند . حال باید پرسید : می‌توانیم چشم در چشمِ واقعیت بدوزیم و بپذیریم که دریاچهٔ ارومیه دیگر بازنخواهد گشت ؟

این اعتراف ، ساده نیست . در ذهن بسیاری از ما ، هنوز چیزی شبیه به امید زنده است . اما واقعیت ، گاه بی‌رحم‌تر از آرزوهاست . وقتی معاون سازمان محیط‌ زیست به‌ صراحت می‌گوید : « سطح آب به جایی رسیده که دیگر قابل ثبت نیست » ، باید بپذیریم که فصلِ « امیدِ بی‌عمل » به پایان رسیده است ! شاید اکنون زمان آن است که از شعارهای « احیا » عبور کنیم و برای مهار پیامدهای مرگ ، چاره‌ای بیندیشیم . در برابر این فروپاشی ، دانشگاه‌ها ، پژوهشگران ، رسانه‌ها و جامعهٔ مدنی باید سکوت را بشکنند ؛ نه فقط با آمار و نمودار ، بلکه با روایت آن‌چه واقعاً در حال رخ دادن است ، از سرفه‌های کودکان در بادِ نمک‌گرفته تا آوارگی خانواده‌هایی که دیگر جایی برای ماندن ندارند . دریاچهٔ ارومیه شاید دیگر زنده نباشد ؛ اما هنوز می‌تواند صدایی باشد برای تغییر . اگر این مرگ ما را تکان ندهد ، فاجعه‌های بعدی نیز بی‌تأثیر خواهند ماند . ما باید روایت‌گر باشیم ؛ نه فقط برای امروز ، بلکه برای آن‌که آیندگان بدانند اینجا ، زمانی دریاچه‌ای بود ، و مردمانی که اگرچه دیر ، اما بالاخره فهمیدند : بی‌تفاوتی ، مرگبارتر از خشکسالی‌ست .

راه‌اندازی استارت‌آپ موجب توان‌افزایی افراد جامعه می‌شود‌

راه اندازی استارتاپ موجب توان افزایی افراد جامعه می‌شود

غزال بجستانی‌مقدم در گفتگو با خبرنگار حوزه علم، فناوری و دانش‌بنیان گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، اظهار کرد: هدف از برگزاری کارگاه کارآفرینی اجتماعی و راه‌اندازی استارت‌آپ با رویکرد توسعه پایدار، این است که انجمن با کار علمی بتواند به نیاز کشور پاسخ دهد و یکی از راه‌های افزایش توان‌افزایی افراد جامعه، راه‌اندازی استارت‌آپ است.

وی افزود: توان‌افزایی فرآیندی است که در طی آن دولت‌ها و نهادهای محلی و اجتماعات محلی، مهارت‌ها و دانش خود را در زمینه مدیریت منابع محیطی و طبیعی به نحوی پایدار در فعالیت‌های روزانه خود ارتقا می‌دهند.

رئیس هیئت‌مدیره انجمن توان‌افزایان زندگی سبز (اتازیس) بیان کرد: هدف توان‌افزایی، مقابله با مشکلات مربوط به سیاست‌ها و روش‌های توسعه است درحالی‌که به پتانسیل‌ها، محدودیت‌ها و نیازهای مردم و جوامع محلی نیز اهمیت می‌دهد.

بجستانی‌مقدم ادامه داد: این انجمن از سال ۱۳۹۴ در سطح ملی با هدف توسعه پایدار و محیط‌زیست شکل گرفته است و در کارگاه کارآفرینی اجتماعی و راه‌اندازی استارت‌آپ با رویکرد توسعه پایدار، نصیر دهقان مدیر کارگروه سلامت انجمن اتازیس به بیان الزامات تفکر کارآفرینانه و ایده‌پردازی، اصول تیم‌سازی و تمرین یک کار تیمی و بیان نقاط ضعف و قوت یک استارت‌آپ پرداخت.

گزارش رویداد دوچرخه سواری در مشهد

۱۳۹۸-۰۳-31_Bicycling4
۱۳۹۸-۰۳-31_Bicycling3
۱۳۹۸-۰۳-31_Bicycling2
۱۳۹۸-۰۳-31_Bicycling1
previous arrow
next arrow
1398-03-31_Bicycling4
1398-03-31_Bicycling3
1398-03-31_Bicycling2
1398-03-31_Bicycling1
previous arrow
next arrow

همایش بزرگ دوچرخه سواری در روز جمعه به تاریخ ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۸ خورشیدی و با حضور بیش از ۴۳۰۰ دوچرخه سوار از درب اصلی پارک ملت واقع در میدان آزادی و ساعت ۷ صبح شروع شد. دوچرخه سواران مسافتی حدود ۱۰کیلومتر را رکاب زدند و در مسیر از بلوار امامت و شریعتی گذشتند و به خط پایان یا همان بیمارستان عباس ناظران رسیدند.

بزرگترین و با شکوه ترین همایش دوچرخه سواری در مشهد مصادف با آخرین روز بهار در خیابان های این شهر، ماندگار شد. این دومین همایش دوچرخه سواری است که در سال جدید و درحوزه سلامت برگزار گردید. حضور چشمگیر دوچرخه سواران خرد و کلان در خیابان های مشهد، کاروان طویل و عریضی از دوچرخه را نمایان نمود. این حضور به حدی بود که تاثیر شگرفی بر روی مسئولان شرکت کننده در این همایش گذاشت. آنان میزان علاقه‏مندی و نیاز جامعه به مسیرهای دوچرخه سواری را یک صدا اذعان نمودند. نیروهای انتظامی پلیس راهور و بسیج قرارگاه سپاه یاسر نیز با حداکثر قوا امنیت کامل این همایش با شکوه را در طی مسیر عهده دار بودند. حضور جمعی از مسئولان شهری و نظامی از ساعات اولیه شروع این همایش نشان از اهمیت بالای دوچرخه سواری در شهر می‏داد. جمع زیادی ازخبرنگاران و تصویربرداران رسانه های ورزشی، صدا وسیمای استان، روزنامه‏های شهرآرا، خراسان و… لحظه به لحظه این همایش بی نظیر را ثبت و ضبط نمودند.

این همایش به همت انجمن ملی مردم نهاد اتازیس، شهرداری منطقه۱۰، انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی مشهد، سازمان فرهنگی اجتماعی معاونت تربیت بدنی و سلامت شهرداری مشهد، هیئت دوچرخه سواری استان، شورای اسلامی شهر مشهد، اداره ورزش و جوانان استان و مشهد، و حامی مالی برنامه «مجموعه موج های آبی» و کلیه گروه های فعال دوچرخه سواری و عموم مردم علاقمند به دوچرخه برگزار گردید.

لازم به ذکر است که دوچرخه سواران پس از گذشت حدود یک ساعت به خط پایان رسیدند. در محل خط پایان (شریعتی ۴۵) و پس از رسیدن دوچرخه سواران، به آنها بسته های پذیرایی و کارت قرعه کشی اهدا گردید. سپس همایش خانوادگی نیز راس ساعت ۹ صبح آغاز گردید. این همایش با حضور حسن نوری معاونت تربیت بدنی و سلامت شهرداری، مهدی روزبهانه رئیس هیئت دوچرخه سواری استان، جناب آقای بهاروند رئیس کمیسیون حمل و نقل شورای اسلامی شهر مشهد، و دکتر کلاهی مدیر عامل انجمن ملی اتازیس برگزار شد. در ادامه این مراسم گروه پسران خورشید (عصر جدید) با هنرنمایی خود شور و هیجان بیشتری را به فضای این همایش بخشیدند.
در پایان، ۴۰ دستگاه دوچرخه و ۱۵۰ عدد کلاه دوچرخه سواری به قید قرعه به شرکت کنندگان اهداء و همین طور تعداد کثیری بلیت مجموعه موج‏های آبی نیز هدیه داده شد.

امید است فرصت های بیشتری برای برگزاری چنین فعالیت هایی نصیب اتازیس و سایر سمن ها شود.

توضیحات رییس هیات مدیره اتازیس درباره تفکیک پسماند از مبداء (فیلم)

توضیحات رییس هیات مدیره اتازیس درباره تفکیک پسماند از مبداء (فیلم)

در این مصاحبه کوتاه که از طرف ستاد توان افزایی و حمایت از فعالیت سمن‌های شهر تهران تهیه شده، خانم غزال بجستانی مقدم، رییس هیات مدیره اتازیس در خصوص اهمیت و روش‌های فرهنگ سازی طرح تفکیک پسماند از مبدا توضیحاتی را ارائه می‌کند.

فیلم این مصاحبه را در اینجا می‌توانید مشاهده کنید

اخلاق محیط‌زیست: درآمدی بر فلسفه محیط‌زیست

اخلاق محیط‌زیست: درآمدی بر فلسفه محیط‌زیست

اخلاق محیط‌زیست:
درآمدی بر فلسفه محیط‌زیست

مترجم: دکتر مهدی کلاهی

وقتی به مسایل و مشکلات محیط‌ زیستی و منابع طبیعی معاصر که ایران و جهان با آن روبرو هستند می‌اندیشیدم، در نهایت به این رسیدم که برای حل این مسایل و مشکلات، نیاز به گفتمان‌سازی داریم، و پایه‌ی تداوم هر گفتمانی از مفاهیمی واحد سرچشمه می‌گیرد. این چنین بود که اهمیت حضور تحلیل‌های مبتنی بر فلسفه محیط‌ زیست برای رسیدن به آن مفاهیم واحد، برایم محرز گردید. کتاب حاضر، به درستی شروعی بر آن خواسته است که هوشمندانه به ایجاد تعادل بین مبانی مرتبط و مسایل تحلیلی ژرف پرداخته است. پس چنان یافته‌ای و انگیزه‌ی گفتمان‌سازی، سبب شد تا ترجمه‌ی این کتاب ارزنده، رقم بخورد. به عبارت دیگر، اهمیت مسایل فلسفه در امور کاربردی محیط‌زیست، زمانی مشخص می‌شود که بدانیم اگر درسی وجود دارد تا از اختلاف‌های سیاسی پیرامون منابع طبیعی و محیط‌زیست چیزی یاد بگیریم، همانا آن است که دنیای ما، نه کم، بلکه زیاد به قضاوت‌های دقیق و سنجیده، نیاز دارد.

آموری لووینز معتقد است که پاسخ‌هایی که می‌گیریم به‌سوالاتی که می‌پرسیم بستگی دارند. شاید اکنون سوال این باشد که چه‌گونه به کمک فلسفه بتوانیم مشکلات محیط‌زیست را حل کنیم؟ کتاب «اخلاق محیط‌زیست»، به ما کمک خواهد نمود تا به شکلی دقیق و اصولی به گستره‌ای از مسایل فلسفی و اخلاقی مربوط به محیط طبیعی بیاندیشیم. این کتاب، نظریه‌ی اخلاق را به صورت آسان و قابل درک، معرفی می‌کند. اما مهم‌تر از همه، نشان می‌دهد چه‌گونه برای آینده‌ای بهتر با یکدیگر همکاری کنیم. در این معنای وسیع، نظریه‌ی اخلاق شامل تحلیل فلسفی مسائل اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، و اجتماعی است. در همین رابطه، هنگامی که فلسفه‌ی محیط‌زیست ملزم می‌کند که نگرش اساسی‌مان نسبت به طبیعت را تغییر دهیم، به معنای واقعی، ملزم می‌سازد که خودمان را تغییر دهیم.

نویسنده‌ی این کتاب ارزنده، پروفسور جوزف آر دِژاردن، استاد فلسفه دانشگاه نوتردام، دانشکده سنت‌بندیکت در مینسوتا می‌باشد. طبق گفته‌ی خودشان، وقتی ۱۹ ساله بودند با نوشتارهای سقراط آشنا می‌شوند و آن‌قدر به مباحث فلسفی انس می‌بندند که خود را دانشجوی سقراطی می‌یابند که حدود ۲۰۰۰ سال قبل فوت کرده است. پروفسور دِژاردن، اهل ایالت کانکتیکات آمریکاست و از یک خانواده‌ای می‌آید که تحصیلات رسمی خیلی کمی داشتند. ولی او توانست با پشتکاری و علاقه‌مندی، از همان هنگام تحصیل در دانشگاه، به جوانان، فلسفه تدریس کند. و از سال ۱۹۹۰، موفق شد در قامت هیات علمی در دانشکده‌ی فلسفه، درس فلسفه را تدریس کند. ایشان، کتاب‌ها و مقالات زیادی دارند و این کتابِ بی‌نظیر، به سرعت به ویرایش پنجم خود رسید.

کتاب «اخلاق محیط‏زیست»، با داشتن ساختاری پیوسته و مرتبط، محتوا و مبانی‌ای آماده کرده که تحلیل فلسفی توام با ژرف‌اندیشی را برای تجزیه و تحلیل وقایع جاری مهیا می‌سازد و حتی تدریس اخلاق محیط‌زیست را بسیار آسان می‌کند. در این کتاب، گسترده‌ای از مفاهیم بازنمایی می‌شوند، از قبیل اخلاق وظیفه‌شناسی، فلسفه‌ی سودگرایی، پایداری، مسئولیت نسبت به آیندگان، انسان‌مداری، انسان‌محوری، غیرانسان‌محوری، زیست‌محوری، بوم‌محوری، ارزش ابزاری، ارزش ذاتی، ارزش تعلقی، اخلاق زمین، اکوفمینیسم، بوم‌شناسی ژرف، عدالت محیط‌زیستی، و بوم‌شناسی اجتماعی. به‌علاوه، این کتاب، بر دو مرحله از استدلال تاکید دارد: مرحله‌ی تصمیم‌گیری در مورد آن چه که باید انجام دهیم و چه‌گونه باید زندگی کنیم، و مرحله‌ی بیشتر مفهومی و نظری در رابطه با بازگشت به عقب به منظور تأمل بر چگونگی تصمیم‏گیری در مورد آن چه انجام می‌دهیم و به آن چه ارزش قائل می‌شویم، است.

شاید مثالی آشکار کند. هر موضعی که در مجادلات محیط‏زیستی اختیار گردد، شامل مفروضات فلسفی است. چالشی که با آن روبرو هستیم، بر سر تفکیک قائل شدن میان استدلال‏های خوب از بد، و نتایج منطقی از اثبات نشده‏ها است. آشنایی با مسایل اخلاقی و فلسفی موجود در چنین مذاکراتی، اولین گام مطمئن در این راستا است. بهترین روش برای ایجاد پیشرفتی معنادار در هنگام مواجهه با چالش‌های محیط‏زیستی پیش‌رو، به رسمیت شناختن ضرورت اخلاق و علم به صورت توأمان است. به‌عبارت دیگر، «علم بدون اخلاق، نابیناست، و اخلاق بدون علم، تهی است».

اخلاق محیط‌زیست یکی از شاخه‌های اخلاق کاربردی است که نحوه‌ی تعامل انسان با طبیعت را مورد مطالعه قرار می‌دهد و به چالش‌هایی می‌پردازد که تعامل غیر اصولی انسان با محیط پیرامونی‌اش پدید آورده است. به بیانی دیگر، اخلاق محیط‏زیست شرحی اصولی از روابط اخلاقی میان انسان‌ها و محیط طبیعی آن‌هاست. فرضش آن است که هنجارهای اخلاقی می‌توانند و باید بر رفتار انسان نسبت به دنیای طبیعی حکمرانی کنند. بنابراین نظریه‌ی اخلاق محیط‏زیست باید به منظور توضیح آن که این هنجارها چیستند، در قبال چه انسان‌هایی مسئولیت دارند، و چه‌گونه این مسئولیت‌ها توجیه می‌گردند، به کار افتد. به‌عبارت دیگر، «اخلاق محیط‌زیست، نقش انسان را به طور مؤثر، از فاتح زمین به شهروند و محافظ محیط تغییر می‌دهد. لازمه این نقش جدید آن است که زمین را به چشمی بنگریم که در خور احترام و عشق است و نه صرفا یک کالای اقتصادی که باید آن را مصرف کرد و به دور ریخت. اخلاق، زمینیان را در مقام کارگزار طبیعت می‌بیند و برای او در پایداری طبیعت، برای خود و نسل‌های آینده‌اش مسئولیت قایل است.»

هدف اولیه‌ی اخلاق فلسفی خراش درک‌های کنونی، تغییر دیدگاه و فهم، و کمک به فرار از محدودیت‌های ضمنی شیوه‌های‌ عرفی تفکر است. اخلاق فلسفی در برگیرنده‌ی عناصری از اخلاق هنجاری کاربردی (تصمیم‏گیری در مورد آن چه یک فرد باید یا نباید انجام دهد) و تفکر نقادانه (ارزیابی دلایل مورد استفاده برای توجیه و دفاع از چنین تصمیمات عملی) است. این کتاب، اخلاق فلسفی را به عنوان یک فعالیت فکری در حال پیشرفت معرفی کرده و خوانندگان را از مشاهده‌گری منفعلانه به شرکت‌کننده‌ای فعال تشویق می‌کند. بجای فقط یادگیری در مورد فلسفه، هدف این کتاب، مشارکت دادن شما در عمل به فلسفه است. بنابراین یکی از اهداف ضمنی این کتاب، قدرت بخشیدن به شهروندان برای تبدیل شدن به شرکت‌کنندگانی آگاه و اندیشمند در چنان بحث‏های حیاتی مربوط به سیاست‌های عمومی است.

کتاب حاضر اصل را بر این قرار داده است که تصمیم‌گیری در مورد خط‏مشی محیط‏زیستی باید در عرصه‌ی سیاسی و نه توسط متخصصان در آزمایشگاه‌های علمی، اتاق‌های هیأت مدیره‌ی شرکت‌ها، و نظام کاغذبازی دولتی صورت پذیرد. اما این گفته به این معنا نیست که تمام عقاید سیاسی با هم برابرند. در دوره‌ای که مباحث سیاسی در آن با لقب نهادن، دشنام دادن، و قلع‌وقمع کردن مخالفان توام است، ضرورت تفکر نقادانه (دقیق و دارای منطق)، هرگز مشاهده نمی‌شود. اخلاق فلسفی، شما را بر آن می‌دارد تا هر آن‌چه که از صاحب‌نظران و مفسران سیاسی در رسانه‌ها می‌شنوید، و همچنین فرضیات و دانسته‌های پیشین خود را به‌طور موقت کنار گذاشته، و با حداکثر توان و دقت، بی‌غرض و متعادل، بیاندیشید.

می‌توان نظریه‌هایی که در این کتاب بررسی شدند را به‌عنوان ابزارهای متنوعی که در مجموعه‌ی روش‌های درمانی‌ یک پزشک یافت می‌شوند در نظر گرفت. آن‌ها منابعی هستند که می‌توان برای تشخیص و درمان بیماری محیط‌زیست به‌کار برد. از آن‌جا که هیچ روش تکی همه‌ی جواب‌های بر حق را فراهم نمی‌کند، پس به‌همه‌ی آن‌ها نیاز داریم. یک شهروند مسئول باید با ارزش‌هایی که هر یک از نظریه‌ها بیان می‌کنند، و نیز با محدودیت‌های هر یک آشنا شوند. به‌ویژه در یک مردم‌سالاری، باید برای روبه‌روشدن با انواعی از ارزش‌ها و نقطه‌نظرات آماده باشیم. این دیدگاه، در کنار فضایل مهم مانند شجاعت، تواضع، و مراقبت، ممکن است بهترین چیزی باشند که می‌توان انتظار داشت.

شایان ذکر است که توضیحات اضافی در پاورقی‌ها با علامت «(م)»، به‌عنوان متن اضافه شده توسط مترجم، جهت روانی در درک مفاهیم ارائه شده‌اند.

در پایان، این کتاب، آن چه را که می‌گوید به‌دقت بررسی و وارسی می‌کند تا موفق شویم موضوع درست را بشناسیم. البته شاید ابتدا، متن کمی ثقیل به‌نظر آید ولی بعد از اتمام مطالعه‌ی هر فصل، ارزش حقیقی آن برایتان آشکار می‌گردد. هم‌چنین مطالعه‌ی چندین باره‌ی این کتاب، شما را به لایه‌های درونی چالش‌های محیط‌زیستی و منابع طبیعی می‌کشاند و ابزاری قدرتمند برای تحلیل‌هایتان فراهم می‌کند. امید است که به کمک این کتاب، و با گفتمان مدنی و منطقی، بتوان ریشه‌های چالش‌های اجتماعی-محیط‏زیستی را با موفقیت شناسایی و پاسخ دهیم.

با سپاس

مهدی کلاهی

ارزش‌های حیات‌وحش و نقش آن در زندگی انسان

حیات وحش

ارزش‌های حیات‌وحش و نقش آن در زندگی انسان

دکتر مهدی کلاهی

پژوهشگر مسایل اجتماعی-محیط‌زیستی/منابع طبیعی

چرا حفاظت از حیات‌وحش برای من شهرنشین مهم است؟ آیا کشته شدن یوز، پلنگ، خرس، کفتار، گوزن یا سایر جانوران وحشی، در کیلومترها دورتر از شهر محل سکونتم، تاثیری بر زندگی من دارد؟ چرا باید از کشته شدن آن‌ها ناراحت شوم؟ آیا صرف هزینه جهت پاسداشت آن‌ها، ضروریست؟ این حفاظت چه اهمیتی دارد؟ آیا با وجود انقراض شیر ایرانی و ببر مازندران در ایران، اتفاقی افتاد که حالا از انقراض بقیه بترسم؟ و صدها سوال دیگر از این قبیل جهت یافتن پاسخ آن‌ها، بیایید اندکی با هم بیاندیشیم!

واژه حیات‌ وحش، به طور عام، دربرگیرنده تمامی گیاهان و جانورانی است که اهلی و دست‌آموز نباشند و به طور خاص دلالت بر کلیه‌ی مهره‌دارانی دارد که در محیط طبیعی خود یا شبیه آن، زندگی می‌کنند. متاسفانه در سال‌ها و ماه‌های اخیر مواردی از شکار غیرمجاز و کشتن وحشیانه جانوران وحشی گزارش شده است که نگرانی‌های شدید دوست‌داران محیط‌زیست و آنانی که نگران مسایل اجتماعی هستند را به دنبال داشته و دارد. کشته شدن ۵۸ قلاده پلنگ در شش سال گذشته که از این تعداد، ۱۲ کشته به امسال تعلق دارد (۱) و مرگ بیش از ۳۰ یوزپلنگ ایرانی در طی یک دهه اخیر توسط عوامل انسانی (در اثر تصادف یا بدست محلی‌ها؛ ۲)، این گونه های کم نظیر را تا مرز انقراض پیش برده است. این آمار در نوع خود فاجعه است. کشتار وحشیانه خرس با توله‌هایش، تکه پاره کردن کفتار راه راه، سر بریدن حیوان کمیاب رودک عسل‌خوار، لاشه هفت روباه دم بریده شده، کشتار گوزن‌ها، و سایر خبرها و تصاویرِ رفتارهای خشونت‌بار نسبت به حیات‌وحش و تخریب زیستگاه‌های طبیعی آن‌ها، روزی نیست که از گوشه گوشه ایران بزرگ شنیده یا دیده نشود. براستی آیا وجود حیات‌وحش برای ما این قدر بی‌ارزش است که چنین روزافزون تیشه به ریشه همین چند انگشت شمار قلاده یا رأس باقی‌مانده می‌زنیم؟

hunting-wildlife-Iran

برای درک واقعی نگرانی‌های مربوط به تخریب محیط‌زیست، بگذارید با هم ارزش‌های حیات‌وحش (۳) را مرور کنیم. اهمیت و ارزش حیات‌وحش را می‌توان در هشت بخش زیر مورد بررسی قرار داد:

۱- ارزش حیات‌وحش از نظر بوم‌شناسی و زیست‌شناسی (اکولوژیکی و بیولوژیکی):

حیات‌ وحش، بخشی از سیستم پیچیده بوم‌سازه‌گانی (اکوسیستم‌هایی) است که در افزایش بهره‌وری و پایداری بوم‌سازه‌ها نقش اساسی دارد و انسان برای تامین آب، غذا، ارزش‌های زیبایی‌شناختی و فعالیت های تفریحی خود به آن وابسته است. اما چه گونه؟ اگر چرخه حیات، زنجیره حیات، و یا حرم بوم‌شناسی را در نظر بگیریم در واقع این حیات‌وحش هست که باعث پایداری بوم‌سازه‌ها و چرخه‌های مواد و انرژی می‌شود از طریق همچون تنظیم جمعیت‌ها، گرده‌افشانی، پراکنش و کاشت بذرها، کنترل موجودات بیماری‌زا، حفظ پاکیزگی محیط با لاشه‌خواری حیوانات اهلی و وحشی، شخم زدن خاک، افزایش هوا دهی خاک، افزایش نفوذپذیری آب در خاک، بهبود تشکیل هوموس، تنظیم تراکم مواد معدنی، و غیره. به عنوان مثال، وقتی نسل گونه شکارگری از بین می‌رود جمعیت جانوران دیگر که طعمه آن جانور بودند افزایش می‌یابند. این مطلب همان است که داروین در سال ۱۸۷۲ بیان داشت که بدون استثنا هر جفت موجود زنده چنان که از طریق محیط اطراف و دیگر جانداران کنترل نشود، جمعیت‌اش به حدی افزایش می‌یابد، که زمین به زودی مملو از بچه های آن‌ها می‌گردد (۴). این افزایش جمعیتِ سایر گونه‌ها، باعث برهم خوردن تعادل طبیعی شده و خسارت‌های دیگر و شدیدتری را بوجود می‌آورد. مثلن با انقراض پلنگ، جمعیت گراز افزایش یافته و به عنوان آفتی به زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها حمله‌ور می‌شود. این خسارت می‌تواند گاهی چنان شدید باشد که کشاورز را مجبور به رهاسازی زمین و مهاجرت به شهرها کند و به دنبال آن، مشکلات شهرنشینی را زیاد و همچنین در اثر این مهاجرت، آسیب‌های فراوان دیگری به آن تازه مهاجر وارد می‌گردد.

شاید گفته شود که باید آن گراز هم از بین برود؟ در اینجا باید یادآور شد که تمام جانوران به صورت حلقه‌ها در زنجیره حیات به هم متصل بوده و برای بوم‌سازه مفید هستند. اگر حلقه‌ای از این زنجیره از بین برود، دیگر آن زنجیره توانایی‌های نخستین‌ش را از دست می‌دهد. جالب است بدانیم که گراز را باغبان طبیعت یا تراکتور طبیعت نام نهاده‌اند زیرا این جانور در انتشار دانه‌های درختان در طبیعت و زیر و رو کردن خاک نقش مهمی دارد. علاوه بر آن، گرازها نه تنها سبب افزایش نفوذپذیری آب در خاک و غنای حاصلخیزی آن می‌شوند، بلکه خطر مرگبار سیل را هم کاهش می‌دهند.

جانور بسیار مهم دیگری که بسیار مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد کفتار است. همان جانور بیچاره‌ای که چند روز پیش فیلمی را دیدیم که چندین نفر به کمک سگ‌هایشان، کفتار راه راه زیبایی را به طور وحشیانه تکه پاره کردند. کفتارها نقش بسیار کلیدی در طبیعت بازی می‌کنند و به خاطر همین، آن‌ها را رفتگران طبیعت یا شهردار طبیعت می‌نامندزیرا آنان با خوردن بازمانده‌ی غذای دیگر جانوران و لاشه‌ی جانوران، به پاک‌سازی محیط طبیعی و محل زندگی جانوران دیگر کمک می‌کنند. در حقیقت آن‌ها، با تغذیه از حیوانات مرده، در تمیز نگه‌داشتن طبیعت و جلوگیری از انتشار انواع بیماری‌ها و آلودگی‌ها، نقش بسیار مهمی دارند. و از این نوع مثال‌ها در مورد اهمیت حیات‌وحش، و از این نوع نگرانی‌هایِ مربوط به تخریب محیط‌زیست و کشتن حیات‌وحش بسیارند.

۲- ارزش حیات‌وحش از نظر اقتصادی:

روش‌های کسب ارزش اقتصادی از حیات‌وحش شامل کسب سود از تجارت، خرید و فروش محصولات حیات‌وحش و یا حرفه‌های مرتبط با حیات‌وحش می‌باشد. به عبارت دیگر، این درآمدها می‌توانند شامل مواردی همچون فروش مجوز شکار، فروش گوشت، پوست، یا سایر محصولات جانبی، درآمدزایی  از شغل‌های در ارتباط با حیات‌وحش (مانند راهنمایان، هتل‌ها، رستوران‌ها و صنایع حمل و نقل)، و درآمدی که از حضور گردشگران در منطقه عاید جوامع محلی می‌شود، گردند.

بحث شکار، به سه زیر شاخه؛ شکار برای بقا و زیستن، شکار تجاری، و شکار ورزشی، دسته‌بندی می‌شود که هر کدام در مواقع خاصی می‌توانند به طور محدود، مورد تایید باشند. باید متذکر شد که شکار در اقتصاد ایران جایگاهی ندارد (۶)، بدین معنا که در این زمینه سازماندهی شغلی صورت نگرفته است. همچنین خوشبختانه در کشورمان، کسی را نداریم که برای امرار معاش، به شکار حیات‌وحش محتاج باشد و بیشتر مجوزهای شکارها برای اهداف تجاری یا ورزشی می‌باشند. از آنجایی که شتاب نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری در ایران، دست‌کم ۱۶۶٪ بیشتر از متوسط جهانی است (۷)، تعداد وحوش ایران ۹۰٪ نسبت به سه دهه قبل کاهش پیدا کرده است (۸)، بعضی از مناطق ما، ۱۰۰٪ حیات‌وحش خود را از دست داده‌اند، و حیات‌وحش باقی‌مانده بسیار کم، شکننده، رو به انقراض و با تهدیدهای محیط‌زیستی همچون خشکسالی مواجه هستند (۹)، دیگر چنین فرصتی برای ایران وجود ندارد تا برای بهره‌‌برداری از شکار حیات‌وحش، برنامه‌ریزی کند. به همین خاطر است که اکثر کارشناسان محیط‌زیست، در این وضعیت، “شکار” را جنایت علیه محیط‌زیست محسوب کرده  و خواستار اعلام ایران به عنوان “سرزمین شکار ممنوع” (ببینید ۴ و ۶) هستند. هر چند متاسفانه تعدادی از هم‌وطنان شکارچی‌نما و خارجی‌ها، برای همان تعداد اندک حیات‌وحش ما، کیسه‌های بسیار بزرگی برای خود دوخته‌اند (تارنمای شماره ۱۰ را ملاحظه کنید).

بسیاری از کشورهای دارای تنوع‌زیستی بالا، درآمدهای زیادی از بخش حیات‌وحش دارند. کشورهایی همچون کنیا و تانزانیا که بهره‌ای از ذخایر نفت نبرده‌اند، عمده درآمد خود را از این بخش کسب می‌کنند و بدین وسیله روش‌هایی را برای کسب درآمد و اشتغال‌زایی و نه تاراج و مصرف داشته‌های طبیعی‌شان، به کار گرفته‌اند. به طوری که یکی از اقتصاددانان حیات‌وحش برآورد کرده که یک ماده شیر طی هفت سال از عمر خود در کشور کنیا، ۵۱۲ هزار دلار درآمد ایجاد می‌کند، در حالی که اگر این شیر به خاطر استفاده از پوستش کشته شود، فقط ۱۰ هزار دلار ارزش دارد (۵). این قیاس خود ارزش طبیعت‌گرد (اکوتوریست) را بسیار واضح بیان می‌کند و این جدای از حدود ۲۱ شغلی است که به طور مستقیم و غیرمستقیم به واسطه حضور یک طبیعت‌گرد در یک کشور ایجاد می‌شود (۱۸). امروزه کشورهای توسعه‌یافته، از حیات‌وحش به عنوان صنعتی در کنار صنایع دیگر یاد می‌کنند در حالی که برای ما فعالیت در زمینه حیات‌وحش، غیررسمی و بی‌اهمیت است.

بررسی درآمدهای میلیون دلاری که سریلانکا، نپال، تانزانیا، آفریقای جنوبی، آمریکا یا سایر کشورها، سالانه از بازدیدکننده‌گان حیات‌وحش‌شان کسب می‌کنند (۱۱)، به درستی جای خالی ایران در این صنعت پول‌سازِ گردشگری، شدیدن احساس می‌گردد. برای کشور ما این ارزش می‌تواند از طریق جذب گردشگر طبیعت (طبیعت‌گرد یا به نوعی اکوتوریست) محقق گردد. از آنجایی که ایران یکی از پنج کشورِ دارای بالاترین تنوع‌ها در اقلیم و گونه‌های زیستی در جهان بوده (۱۶) و پنجمین کشورِ دارای جاذبه‌های گردشگری طبیعت (۱۷) نیز می‌باشد، براحتی می‌تواند ضمن اشتغال‌زایی و درآمدزایی، به حفظ حیات‌وحش و زیستگاه‌ها هم مبادرت کند. که البته این حفاظت حیات‌وحش و درآمدزایی از آن، نیازمند برنامه‌ریزی و مدیریت خلاق و کارآزموده است.

۳- ارزش حیات‌وحش از نظر تفرجی، تفریحی و زیبایی‌شناختی:

امروزه حیات‌وحش، تامین‌کننده‌ی تفریحات سالم برای اهل هنر، عکاسان، گردشگران طبیعت و غیره هستند به طوری که مردمان بسیاری بویژه در کشورهای توسعه‌یافته، بیشتر اوقات فراغت خود را صرف تماشای جانوران وحشی و عکس‌برداری از آن‌ها می‌کنند. این افراد با فعالیت‌هایی همچون گشت و گذار در طبیعت، مشاهده حیوانات وحشی و…، ضمن لذت بردن از آن، به افزایش سلامت روانی و جسمانی خود کمک می‌کنند. همچنین مشاهده گونه‌های حیات‌وحش، زیبایی خاصی دارد به طوری که شرکت‌های بزرگ سازنده تلویزیون و نمایشگرها، با نمایش دنیای حیات‌وحش در محصولات‌شان، بویژه گونه‌های شکارگر وحشی همچون پلنگ و یوزپلنگ که زیبایی‌های بی‌همتایی دارند، سعی در جلب توجه مشتری‌ها دارند که این به روشنی اهمیت زیبایی‌های نهفته در حیات‌وحش را بیان می‌کند. علاوه بر آن، اثر حیات‌وحش بر ادبیات، شعر و موسیقی را نمی‌توان انکار کرد. ضمن آن که با مطالعه و افزایش آگاهی در مورد نحوه زندگی اجتماعی حیات‌وحش، بر میزان درک ما از این زیبایی‌های طبیعت افزوده می‌شود.

۴- ارزش‌های حیات‌وحش از نظر علمی، فلسفی، آموزشی و پژوهشی:

نتایج حاصل از مطالعه بر روی حیات‌وحش که در حقیقت مطالعه بر روی حیات است به بیانی، پایه و اساس سایر مطالعات می‌باشد. به عنوان مثال، نتایج بدست آمده از تحقیقات داروین (نظریه تکامل) تاثیر به سزایی بویژه بر علوم زیست‌شناسی، زمین‌شناسی و اخلاقیات داشته است. به همین خاطر است که بوم‌شناسان، فیزیولوژیست‌ها، جامعه‌شناسان، دانشمندان علوم اخلاق و… نتایج حاصل از مطالعات حیات‌وحش را به رشته خود تعمیم می‌دهند. به عنوان مثال، با مطالعه حیات‌وحش، می‌توان روش‌های مناسب‌تری را برای مطالعه گیاهان و حیوانات یافت؛ روش‌هایی را برای کنترل زیستی آفات بدست آورد؛ و از فرآیند همه‌گیری بیماری‌ها، آگاهی یافت. علاوه بر آن، نحوه پاسخ گونه‌های حیات‌وحش به ازدحام جمعیت، برای جمعیت‌های انسانی آموزنده است. آگاهی از سمی بودن حشره‌کش‌های هیدروکربنه کلردار از مشاهده آسیب وارده به گونه‌های حیات‌وحش به دست آمده است.

انسان از گذشته همواره از امکانات متنوعی که طبیعت در اختیارش قرار داده،  بهره برده است، از جمله پتانسیل بزرگ طبیعت در فراهم نمودن بیش از هفتاد هزار گیاه شناخته شده که سال‌هاست در تولید داروهای سنتی و مدرن مورد استفاده بشر در درمان بیماری های انسانی و دامی بوده‌اند. از سوی دیگر گروه‌های مختلف جانوران از خرس‌ها گرفته تا کوسه‌ها، بعنوان مدل‌های زنده‌ای در تحقیقات علوم‌زیستی و پزشکی مطرح هستند که بشر از آن‌ها در شناخت عوامل بیماری‌ها و ساز و کار تاثیر داروهای جدید و کشف روش‌های مبارزه با بیماری‌ها بهره می‌برد. با نابودی و یا کاهش تنوع‌زیستی در گیاهان و جانوران، ممکن است ما شانس شناسایی و ساخت صدها داروی جدید برای درمان میلیون‌ها انسان که از بیماری‌های گوناگون رنج می‌برند و همین‌طور پیشگیری از لطمات اقتصادی سنگین حاصل از این بیماری‌ها را از دست بدهیم (۱۲). البته لازم بذکر است که آزمایش‌های پزشکی روی حیات‌وحش، نگرانی‌های طرفداران حقوق حیوانات را افزایش داده است به طوری که صحت آن آزمایش‌ها را به چالش کشیده، و آن را نوعی جنایت و تباه‌سازی حقوق حیوانات، و روشی کهنه، منسوخ و غیرانسانی می‌دانند (۱۳). به هر حال، مطالعه زندگی حیات‌وحش در محیط طبیعی‌شان، کمک بزرگی به دانش انسان می‌کند.

۵- ارزش حیات‌وحش از نظر اجتماعی و فرهنگی:

این ارزش، پیامد کسب ارزش اقتصادی حیات‌وحش است که در نتیجه‌ی کسب درآمد از حیات‌وحش، باعث بالا رفتن آگاهی در مورد تنوع‌زیستی می‌شود. به عبارت دیگر، هنگامی که تک تک افراد از ارزش‌های اقتصادی، تفرجی، زیبایی‌شناختی و… حیات‌وحش آگاه و بهره‌مند شوند، جامعه از این ارزش‌ها سود برده است. به عنوان مثال، هنگامی‌که یک فرد سلامت روانی خود را با گردشگری در طبیعت باز می‌یابد، افرادی که در جامعه با او برخورد دارند نیز از این ارزش بهره‌مند می‌شوند.

۶- ارزش حیات‌وحش از نظر تامین فرآورده‌های غذایی:

تنوع‌زیستی، شالوده حیات بشر را تشکیل داده و همواره در تأمین نیازهای بشر، نقش اساسی بازی کرده است. از حدود ۱۲ هزار سال قبل، یعنی زمانی که انسان کشاورزی را آغاز کرد، بیش از ۷ هزار گونه گیاهی و چندین هزار گونه حیوانی بمنظور تامین نیازهای غذایی مورد توجه انسان قرار گرفته است. بنابراین بدون تردید، فقدان بسیاری از گونه‌های حیوانی و گیاهی بطور مستقیم و یا غیرمستقیم می‌تواند تامین غذای انسان را دچار اختلال کند. از طرف دیگر پرداختن انسان به کشاورزی و دامپروری در مقیاس صنعتی و بهره‌گیری از تعداد معدودی از گیاهان و جانوران برای تولید حدود ۹۰% نیازهای غذایی خود، منجر به کاهش تنوع ذخایر ژنتیک گونه‌های حیوانی و گیاهی گردیده است. در نتیجه این یکسان‌سازی در صنایع تولید مواد غذایی، هزاران گونه حیوانی و گیاهی که فاقد ارزش‌های تجاری فرض می‌شدند، به تدریج ناپدید شده و از بین رفته‌اند و به همراه آن، تنوع ژنتیک ارزشمند مربوط به آن‌ها نیز از دست رفته است (۱۲).

۷-  ارزش حیات‌وحش از نظر شاخص سلامت محیط‌زیست:

مجموعه جانوران و انسان‌ها، تشابه‌های زیادی دارند؛ آن‌ها از یک هوا تنفس می‌کنند، از یک آب می‌نوشند و از یک منابع غذایی گیاهی و جانوری، تغذیه می‌کنند. بنابراین هرآنچه بر سلامت انسان تاثیر بگذارد می‌تواند بر سلامت جانوران اهلی و وحشی اثرگذار باشد. به علاوه حیوانات تاثیر عمده‌ای بر سلامت بوم‌سازه‌های شهری، روستایی و یا طبیعی ما دارند. در نتیجه حیات‌وحش، نوعی بیمه طبیعت در برابر حوادث ناگوار به شمار می روند (۱۴) و می‌توانند بعنوان شاخصی برای تعیین سلامت محیط‌زیست مطرح گردند (۱۲). پس اگر حالِ حیات‌وحش و محیط‌زیست‌مان خوب نباشد؛ حال ما هم خوب نیست، هست؟

۸- ارزش حیات‌وحش از نظر اخلاقی:

حفظ حیات‌وحش علاوه بر آن که نمادی از مدنیت و توسعه‌یافتگی فکری انسان‌ها (۱۱) می‌باشد، دارای ارزش اخلاقی یعنی احترام گذاشتن به حیات تمام موجودات و آفریده‌های خدای متعال نیز است. امروزه بهره‌کشی از جانوران و رنج و ستمی که بر آن‌ها وارد می‌آید به یکی از چالش‌برانگیزترین مقوله‌های اخلاق نظری و کاربردی تبدیل شده است. مساله کشتن حیات‌وحش برای غذا یا تجارت یا تفریح، دو مشکل اخلاقی ایجاد می‌کند که عبارتند از تباه‌سازی حقوق جاندارن و تباه‌سازی علاقه‌های آن‌ها. در نگاه اول؛ اگر شما اعتقاد داشته باشید که تمام جانداران دارای حقوقی هستند، پس کشتن آن‌ها از نظر اخلاقی اشتباه است. در اصطلاح فلاسفه، این کشتن نه فقط پایان یک زندگی بلکه به عنوان پایان انسانیت تلقی می‌گردد. این یک تجاوز آشکار به حقوق جانوران است. همچنین از نگاه دوم؛ این کشتن باعث تباه‌سازی مهمترین علاقه آن‌ها، یعنی ادامه زندگی می‌شود (۱۵). باید بدانیم، جایی که حقوق حیوانات رعایت نمی‌شود نباید انتظار داشته باشیم که حقوق انسان‌ها رعایت گردد.

با تمام آن چه که بیان شد، این نوشته نمی‌تواند و ادعایی ندارد که بیان‌گر تمام جنبه‌های اهمیت و ارزش واقعی حیات‌وحش است. همچنین لازم به ذکر است که بسیاری از این ارزش‌ها را نمی‌توان بر حسب ریال یا دلار ارزش‌گذاری کرد زیرا ارزش آن‌ها بسیار بالاتر از واحد پولی می‌باشد به عبارتی، برابر با “بودن” یا “نبودن” ما است. به هر حال، در گستره وسیع کشور ایران، در خوشبینانه‌ترین حالت، یوزپلنگ آسیایی به تعداد ۷۰ قلاده؛ پلنگ، ۵۰۰ قلاده؛ گورخر ایرانی، ۴۰۰ رأس برآورد می‌گردند و آمار سایر حیات‌وحش هم چندان امیدوارکننده نیست. حیات‌وحش ایران با تهدیدهای فراوانی روبرو هست که مهم‌ترین عامل کاهش و تهدید جمعیت حیات‌وحش، تخریب زیستگاه‌های آن‌ها می‌باشد. این تخریب بیشتر از جانب جاده‌سازی، تبدیل زمین‌های طبیعی به زمین‌های کشاورزی یا خانه، چرای بی‌رویه، اشغال آبشخورها، استخراج معدن و نفت، و خشکسالی اعمال می‌گردد. علاوه بر تخریب زیستگاه، سایر عوامل مهم تهدیدکننده دیگر نیز عبارت از ضعف اجرایی سازمان‌های مرتبط حفاظت (سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع)؛ شکار مجاز و غیرمجاز؛ عدم آموزش مردم؛ عدم دخالت دادن مردم در امر حفاظت؛ عدم آگاهی اقشار مختلف مردم (نسبت به اهمیت حیات‌وحش به همراه ترس مردم از جانوران وحشی و نداشتن انگیزه جهت حمایت و حفاظت از آن‌ها)؛ کاهش غذا، آلودگی‌های محیط‌زیستی؛ استفاده از طعمه‌های مسموم؛ و استفاده از انواع تله‌ها می‌باشد (۱۹). به هر حال، با این تخریب‌ها و تهدیدها، همان است که هر روز مصیبت جدیدی را در محیط‌زیست و جامعه‌مان شاهدیم. چطور می‌توان تصاویر کشتار وحشیانه جانوران را دید و بی‌تفاوت بود؟ نتیجه این افزایش شکار و کشتار غیرقانونی چیست؟ چه نفرتی و چه خشونتی پشت این رفتارهاست؟ آیا این‌ها نشان از گسترش خشونت در این سرزمین نیست؟ امیدوارم کارشناسان مسائل اجتماعی روی این موضوع‌ها تمرکز کنند. و این که نقش ما و دولت در حفاظت از حیات‌وحش چیست؟ پاسخ به این سوال شاید کمی ساده باشد و آن اینکه برای حفظ گونه‌های در حال نابودی، باید همگی روش زندگی‌مان را عوض کنیم. باید “سبز زندگی کنیم” مثل طبیعت و باشندگان آن. و با گسترش حس حیوان‌دوستی به خانواده و دوستان‌مان، آنان را به وظیفه‌شان نسبت به حفاظت از حیات‌وحش، آگاه نماییم.

بدون شک بسیاری از مشکلات کنونی محیط‌زیستی ما، برخواسته از انقراض یا کاهش حیات‌وحش و تخریب زیستگاه‌های طبیعی آن‌ها می‌باشد. زیرا که انسان به عنوان بخشی از طبیعت، سرنوشتش با سرنوشت حیات سایر جانداران و محیط‌زیست پیرامونش، پیوندی ناگسستنی دارد. بیایید حداقل این‌بار به خودمان دروغ نگوییم زیرا حال ما خوب نیست؛ چون حال حیات‌وحش و محیط‌زیست‌مان خوب نیست!

برگردیم به سوال اول‌مان و آن این که، کُشتن یا نکُشتن؟ پاسخ شما کدام است؟

بن‌مایه‌ها (منابع):

۱- goo.gl/GQLQdy                                         ۱۱- bit.ly/1frGfXR

۲- bit.ly/1fEsBTN                                           ۱۲- bit.ly/1fY6HZJ

۳- bit.ly/1aoSW8l                                            ۱۳- bit.ly/1gLuFfI

۴- bit.ly/1fBvd4O                                           ۱۴- bit.ly/1kaQeXt

۵- bit.ly/1aoykx1                                             ۱۵- goo.gl/StQR9C

۶- bit.ly/MStIVM                                            ۱۶- bit.ly/17f4Vja

۷- bit.ly/1fLp3yo                                             ۱۷- bit.ly/Mv7DMi

۸- bit.ly/1nO9z11                                            ۱۸- bit.ly/1jsoIVp

۹- bit.ly/1ijQOhO                                            ۱۹- bit.ly/1iKyBe9

۱۰- bit.ly/Mry1qb

***********************************

این نوشتار در ۶ اسفند ۱۳۹۲، در روزنامه همشهری، ۲۲ ص۱۶ به چاپ رسید.

نحوه نوشتن بن‌مایه (رفرنس دهی/منبع):

کلاهی، مهدی (۶ اسفند ۱۳۹۲). ارزش‌های حیات وحش و نقش آن در زندگی انسان. روزنامه همشهری، ۲۲ ص۱۶.

واقعیاتی درباره معضلات محیط زیستی

معضلات محیط زیستی

واقعیاتی درباره معضلات محیط زیستی

حقایق تأمل برانگیز و تلخ در مورد معضلات محیط زیستی که توسط سازمان بهداشت جهانی WHO در یک گزارش ۱۷۶ صفحه ای در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است.

واقعیت ۱:
تقریباً یک مورد از هر چهار مرگ و میر در جهان به دلیل مشکلات محیط زیستی است.

برآورد می شود که هر ساله نزدیک به ۱۲ میلیون و ۶۰۰ هزار مرگّ انسان ها – یعنی تقریباً ۲۳% – نتیجه کار و زندگی در محیط زیست ناسالم است. عوامل خطرناک محیط زیست مانند آلودگی هوا، آب و خاک ، مواد شیمیایی خطرناک، تغییرات اقلیمی و اشعه ماوراء بنفش باعث به وجود آمدن بیش از ۱۰۰ نوع بیماری در انسان ها می شوند. این مقدار برای بیماری های انسانی ۲۲% از کل بیماری ها را در بر می گیرد.

در صورتی که مخاطرات محیط زیستی را از بین ببریم می توان ۲۶% از کودکان زیر ۵ سال را از مرگ و میر و بیماری ناشی از آلودگی ها مصون نگه داشت.

ارزیابی محیط زیست(۲)

ارزیابی محیط زیست

وظایف و اهداف ارزیابی اثرات زیست محیطی
هدف اولیه از انجام یک مطالعه ارزیابی اثرات زیست محیطی ، اطمینان یافتن از رعایت سیاستها و اهداف تعیین
شده در برنامه ها و فعالیتهای یک پروژه در راستای ضوابط، معیارها، قوانین و مقررات زیست محیطی دولتی میباشد.
بنابراین، با انجام اینگونه مطالعات، روند اجرای پروژه های اقتصادی، همسو با اهداف توسعه پایدار گردیده و نهایتاً
موجب بهره برداری بهینه از منابع طبیعی با حداقل آثار سوء زیست محیطی می گردد. لذا هدف از هر ارزیابی
زیست محیطی، سهولت نیل به توسعه پایدار بوده، به طوری که حتی الامکان سعی بر این است که اثرات زیست
محیطی مفید به حداکثر رسیده و در عین حال اثرات مخرب اصلاح و یا حذف گردند. بر این اساس وظایف متعددی
را می توان برای مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی در نظر گرفت از جمله آنها می توان به پیش بینی مسایل و
مشکلات زیست محیطی، یافتن روشهای پیشگیری و اجتناب از پیامدهای سوء زیست محیطی و افزایش اثرات
مفید اشاره نمود.
– فواید ارزیابی اثرات زیست محیطی
ارزیابی را می توان به عنوان مکانیسمی که با ارائه راه های استفاده صحیح و منطقی از منابع انسانی و طبیعی سبب کاهش هزینه ها شده و در برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت اثرات قابل توجهی دارد محسوب نمود. علاوه بر آنکه تصمیم گیرندگان و سیاستگزاران قادر به تشخیص و تعیین اثرات احتمالی یک پروژه می گردند آگاهی و دانش عمومی جامعه نیز از این طریق افزایش می یابد. ارزیابی به دلیل ایجاد تسریع در برنامه ریزی ها موجب حفاظت هر چه بیشتر منابع گردیده ، از بروز اثرات جبران ناپذیر بر محیط زیست و منابع طبیعی جلوگیری می نماید.عمده ترین فواید ارزیابی را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
– رفع نارضایتی جامعه
– از بین بردن ناسازگاری بین افراد جامعه و ارگانهای دولتی
– افزایش کیفیت محیط زیست
– اعتبار بخشیدن به دولت در سطوح بین المللی
– ایجاد برنامه ریزی مناسب
– افــــزایش آگاهی و دانـــش زیــست مــحیطی در سطوح مختلف جامعه, مسئولین و تصمیم گیرندگان
افزایش قدرت اجرایی به قوانین و مقررات
متدولوژی ارزیابی اثرات زیست محیطی
متدولوژی ارزیابی اثرات زیست محیطی شامل مراحل زیر می باشد:
– ساختار پروژه یا سازماندهی پروژه ارزیابی اثرات زیست محیطی
– تعیین محدوده کار  (Scoping) ارزیابی اثرات زیست محیطی

-تعیین و تشریح وضعیت موجود محیط زیست (environmental examination/ environmental setting/ existing environment)

پیش بینی اثرات(impacts prediction)
– ارزیابی و تجزیه و تحلیل اثرات زیست محیطی (impact analysis)
– پیشنهاد گزینه ها
– انتخاب گزینه برتر
– ارائه و پیشنهاد اقدامات اصلاحی و روش های کاهش اثرات سوء (mitigation measures)
– ارائه و پیشنهاد روش های مراقبت و پایش زیست محیطی (monitoring)
– ارائه گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIS)
لازم به ذکر است معمولا پیش از اقدام به انجام مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی یک پروژه، ابتدا فرآیند
غربالگری  (screening) انجام می شود. غربال کردن پروژه ها، مکانیسمی برای اطمینان پذیری از الزام ارزیابی برای تعدادی از آن ها می باشد. در واقع غربال کردن را می توان مقایسه بین پروژه پیشنهادی با پروژه هایی دانست که به ندرت نیاز به تهیه گزار ش ارزیابی دارند و یا با پروژه هایی که تهیه گزارش ارزیابی برای آن ها ضرورت دارد. اجزای اصلی در مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی در شکل زیر نشان داده شده است :

مراحل اصلی ارزیابی زیست محیطی

اجزای اصلی ارزیابی اثرات زیست محیطی

ارزیابی محیط زیست(۱)

ارزیابی محیط زیست

مقدمه

در حال حاضر به منظور دستیابی به توسعه پایدار در کشور و به منظور پیشگیری از آلودگی و تخریب محیط زیست
کلیه فعالیتهای عمرانی وتوسعه ای در کشور با در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی صور ت می گیرد . برهمین
اساس پیش از اجرای بسیاری از پروژه های عمرانی و توسعه ای پیامدها و اثرات اینگونه طرح ها بر محیط زیست
منطقه شناسایی و پیش بینی گردیده و اقدامات لازم به منظور کنترل و کاهش آن ها بکار بسته می شود و این کار
عموماً از طریق انجام ارزیابی اثرات زیست محیطی طرح های توسعه بر اساس قوانین موجود در کشور انجام می شود.

تعریف ارزیابی زیست محیطی

فعالیتی است که به منظورشناسائی و پیش بینی اثرات یک پروژه بر روی محیط زیست به انجام می رسد ، ارزیابی
اثرات زیست محیطی یک ارزیابی سیستماتیک از شاخصهای زیست محیطی است که عملکردهای آنها می تواند بر
محیط زیست تأثیر داشته باشد و شامل پیامدهای اقتصادی– اجتماعی هم می شود.
مفهوم گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی
جریان انجام یک فرآیند رسمی است که نتایج و پیامدهای احتمالی اجرای یک طرح یا پروژه پیشنهادی را بر محیط
زیست به منظور پیش بینی اثرات سوء و نحوه پیشگیری ، کاهش و یا کنترل آن بررسی می نماید.

تاریخچه EIA در سطح جهانی

تاریخچه ارزیابی و اهمیت قانونی آن به اواخر دهه ۱۹۶ .میلادی باز می گردد. در این سالها, دولت ایالت متحده
آمریکا, ارزیابی را به عنوان مجوز اجرای پروژه های عمرانی پذیرفت و سازمانها و موسسات موظف گردیدند که قبل از اجرای هر پروژه اثرات زیست محیطی آن را مورد بـــررسی قــرار دهند. بر این اساس چنانچه پروژه ای دارای
احتمال پدید آوردن اثرات سوء بر محیط زیست باشد ناگزیر به تهیه گزارش اثرات زیست محیطی می باشد.
پس از تصویب این قانون در آمریکا و متعاقب کنفرانس استکهلم در سال ۱۹۷۲ ,کشورهای مختلف جهان بنا به
قوانین و ارزش های اجتماعی خویش قوانین مشابهی را مورد تصویب قرار دادند که به تدریج در طی زمان تکمیل و
گسترده تر گردید.در اواخر سال ۱۹۷۰ .مطالعات تحقیقاتی اولیه در زمینه ارزیابی در هلند انجام گرفت که به دنبال آن طرحهایپیشنهادی جهت معرفی یک سیستم ارزیابی رسمی ، ارائه گردید. در سال ۱۹۷۹ طرحهایی به پارلمان هلند ارائه شد و در سال ۱۹۸۶ قانون ارزیابی اثرات زیست محیطی تصویب و به صورت مستقلی از جامعه اقتصادی اروپا اعلام گردید.

تاریخچه EIA در ایران

در کشور ما ارزیابی اثرات زیستمحیطی در عین حال که موضوع و مفهوم جدیدی است ولی به لحاظ سابقه تاریخی
میتوان نشانهها و احکامی را با عناوین دیگر و به شکل سادهتر در قوانین و مقررات زیستمحیطی قبلی ایران
جستجو نمود در قوانین، مقررات و ضوابط سابق کشور، اصطلاح متداول و شناخته شدهای تحت عنوان ارزیابی زیستمحیطی یا ارزیابی اثرات زیستمحیطی (EIA (Assessment Impact Environmental وجود نداشت و حتی انجام مراحل ارزیابی نیز در شکل و مفهوم حاضر در مقررات قانونی گذشته پیشبینی نگردیده بود. برای نخستین بار در سال ۱۳۵۴ در آییننامه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۲۹/۴/۵۴ کمیسیونهای مجلسین وقت، صدور پروانه
تأسیس هر نوع کارخانه و کارگاه جدید و توسعه و تغییر کارخانجات و کارگاههای موجود موکول به رعایت مقررات و
ضوابط حفاظت و بهسازی محیط زیست شده بود. البته در این زمینه عملاً و فقط یک مبحث از ارزیابی
زیست محیطی یعنی استقرار (که از مباحث اساسی و عمده آن نیز میباشد) ملاک عمل قرار گرفته و رعایت میشد و دامنه آن، بررسی و رعایت مقررات و ضوابط زیستمحیطی یا ارزیابی موضوع صرفاً از جهت تعیین محل استقرار کارخانجات و کارگاهها و یا نهایتاً توسعه و تغییر محل کارخانجات بود، به نحوی که احداث صنایع در محل کمترین پیآمدهای زیستمحیطی را داشته باشد. با بررسی ماده ۱۷ آییننامه مذکور مشخص میشود که بجز کارخانجات و کارگاهها هیچ یک از طرحها و پروژههای دیگر مشمول ضوابط استقرار نبوده و اصولاً ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام نمیگرفت. معهذا با وجود خلاء قانونی که تا سال ۱۳۷۳ در این مورد وجود داشت، سازمان حفاظت محیط زیست بر اساس ماده ۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و وظایفی که از جهت انجام مطالعات و بررسیهای زیست محیطی پیش بینی شده بود، در سال ۱۳۵۴ در ساختار تشکیلاتی خود یک بخش ویژه به نام بررسی اثرات توسعه پیش بینی و ایجاد نمود. وظیفه این دفتر بر اساس شرح وظایف مصوب، بررسی اثرات فعالیتهای مختلف در محیط زیست بود. در سال ۱۳۵۸ با کوچک شدن ساختار تشکیلاتی سازمان حفاظت محیط زیست دفتر بررسی اثرات توسعه نیز منحل شد. مجدداً در سالهای اخیر، واحد مذکور با عنوان دفتر ارزیابی زیست محیطی در حوزه
معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد گردید و اجرای مقررات نظارتی مربوط به ارزیابی
اثرات زیست محیطی طرحها و پروژههای توسعه را بر عهده دارد .

فهرست پروژه های مشمول ارزیابی اثرات زیست محیطی در ایران

۱-کارخانجات پتروشیمی در هر مقیاس
2-پالایشگاهها در هر مقیاس
3-نیروگاهها با ظرفیت تولیدی بیش از یکصد مگاوات

بیشتر بخوانید